چیز خودتو بخور
.
.
.
.
منت بقالو نکش
یادم نیست دقيق
اما هوا سرد بود
من و آن يكي چيز در چيز ما نشسته بوديم
و با هم چيز ميزديم
و چيز ميكشيديم
كه به اين چيز رسيديم كه بايد چيزي مشترك چيز كنيم
چندي بعد چيز ديگري خواست تا با ما چيز بنويسد
اما گويا هر سه چيز
چيزمان گشاد شد و چيز از يادمان رفت
و امروز چيز اين چيز بلاگ را در بلاگي ديگر ديدم
يادم آمد كه چيزي داريم كه بايد چيز بنويسيم در آن
اما حيف كه آن دو چيز دستم را در چيز گذاشته اند
يكي شان را ميبينم
چيز بچه عوض ميكند عوضي
آن يكي هم كه گويا از چيز رفته است
اما بر آن شدم تا دوباره چيز كنم
یعنی در واقع چیزم چیزش نمیشود که چیزی بچیزد
شاید هم انقدر چیز زیاد است که نمیشود از هم چیزشان کرد و نوشت
اما یه چیزایی این روزها دارد چیز میشود که هر چیزی را در چیزم به هم میزند
ماه چیز است ( شما بخوانید رمضون )
روزها بس چیزی و دراز
و شبها خواب آلود و چیزی
از صبح هم که تا غروب فقط چیز ازت بر می اید
چیزمان هم دیگر چیزی شده
و عرض پوزش از چیز ۲ و تمامی چیز دوستان عالم امکان که بدلیل چیز گشادگی و چیز و خوردگی و هزاران عذر چیزی دیگر نتوانستم چیز ذهنم را بر صفحات این چیز بلاگ مجازی چیزی کنم. ضمنا ورود چیز ۳ عزیز را به جمع چیز بدستان تبریک وتحنیت می گویم. البته با این قلم چیزی این دوست عزیز ما چیز نویسان حالا حالا ها باید در کنارشان چیزگردی (شاگردی) کنیم.
القصه غرض از ورود دوباره ما به جمع چیزنویسان اوضاع چیزی ذهن خودمان ُ مملکت ُ دنیا ُ کهکشان و ... بود. به قول شاعر:
چیزی است در میانم
خود من دگر نتانم
کان چیز را برانم
که هر وقت چنین حالتی بر شما رفت حتما باید آن چیز را از میان چیزتان بیرون کشیده و بر کاغذ منتقل کنید وگرنه چیزتان به فنا خواهد رفت . اما این روزها اگر چیزتان را بر کاغذ منتقل کردید هم چیز خودتان و هم چیز ابوی گرامی به چیز می رود پس بهتر است به دنیای مجازی رو آورده و چیز تان را بر چیز نوشتی از این دست منتقل کنید . همین که ما کردیم تا چیزمان پاره نشود. راستی برای اینکه این روزها چیزتان پاره نشود در خیابان چند چیز را باید رعایت کنید:
۱. در روزهای چیزی در خانه مانده و چیزتان را بکمید .
۲.اگر خریت کرده و به خیابان رفتید و احیانا به مکانهای چیزی هم بر خوردید راست چیزتان را گرفته و به سرعت خارج شوید.
۳. به چیز به دستهای دو طرف پیاده رو اصلا نگاه چیزی نکنید .
۴. چیزی نگویید تا چیزتان را پاره کنند.
۵. اگر چیز زدند چیزی رو شن کنید تا خفه نشوید.
۶.اگر چیزی به چیزتان کردند فقط لبخند بزنید.
۷.شعار های چیزی ندهید حتی الله اکبر.
۹.به هیچ وجه چیزتان را فریاد نکنید که چیزتان را پاره می کنند.
۱۰. اگر گرفته شدید خودتان را به چیزخلی بزنید و همه چیز را انکار کنید.
۱۱.مرگ بر چیزتاتور ..... ای چیز به چیزت این چه چیزیه که گفتی دیگه حتما چیزت رو چیزی می کنن.
۱۲. سعی کنید در راه هدفتان هر چیزی بدهید به جز چیز.
۱۳. چیزی به دیوار پرتاب نکنید تا رنگ دیوار چیزی بشود.
۱۴. روی چیز چیزی ننویسید.
۱۵. چیزی را پاره نکنید تا چیزتان سالم بماند.
۱۶.روی چیز بام نروید ساعت چیز.
۱۷.شبکه های چیزی نگاه نکنید و فقط چیز ضرغامی را ببینید.
۱۸.اگر به چیز ریزک بردنتان دیگر چیز از چیزتان گذشته دست به دیوار زده و به خدا یا هر چیز دیگری که به چیزتان می رسد توکل کنید.
۱۹. چیزتل مولوتف درست نکنید.
فعلا دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه . مواظب چیزتون باشید تا دفعه ی بعد.
همه چیز های عالم را به زیر چیز خواهم برد
یه چیزی پیدا بشه جواب چیز مارو بده
ای چیز بر این عالم بی چیز
که هیچ چیز در آن هیچ چیزی ندارد
ارزش هر چیز به اندازه فقط چیز آن است
چیز به وجودتان
هر کسی از چیز خود شد چیز من ...........
چیز ۱ رفته سفر ( اونم تو ماه مبارک )
منم که تو ماه مبارک به چیز رفتم .
چیز ۳ هم که معلوم نیست ماه مبارک به چیزش رفته یا چیزش به ماه مبارک رفته
در هر صورت این چیزا واسه ما چیز نمیشن .
حتی چیز من هم از دست این روزگار به چیز آمده .
**چیز۲
دیشب تو چیزویزیون یه برنامه خیلی چیز از مصاحبه با ۲ تن از چیز طلبان دیدم که یه چند روزی در چیزگاه اوین مهمان بوده اند
گویا چیز شدن و چیز کردن در اوین بدجور بر چیز آنها اثر مثبت نهاده بود که از خود بی خود شده و چیزانه از نظام چیز میکردند .
واقعا آدم از این همه چیز چیزش میگیره .....
چیز بر آن چیز مبارک همه بزرگواران چیز طلب و چیز گرا و چیز مسلک و ....
**چیز۲
میازار چیزی که چیز کش است
که چیز دارد و چیز شیرین خوش است
***
توانا بود هر که چیز نا بود
ز چیزش چیز پیر برنا بود
***
بنی ادم چیز های یکدیگرند
که در افرینش ز چیز گوهرند
***
چیزت بلند دار که مردان روزگار
از چیزای بلند به جایی رسیده اند
***
چیز دادگی اموز اگر طالب چیزی
هرگز نخورد چیز چیزایی که بلند است!
***
امان از چیز لیلی
چیزش کم بود ابش خیلی
***
چیز تو سوراخ نمی رفت
چیز به دمش می بست
***
...چیزم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه چیز رفتن اموخت
***
چیز می رود ز دستم
صاحب چیزان خدا را
***
سحر با چیز می گفتم چیزای ارزومندی
خطاب امد که واثق شو به چیزای خداوندی
***
از دوست به یادگار چیزی دارم
کان چیز به صد هزار چیزم ندهم
***
روزها فکر من چیز است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال چیز خویشتنم
***
به صحرا بنگرم چیز تو بینم
به دریا بنگرم چیز تو بینم
به هر چیز بنگرم هر جا و هر چیز
نشان از قامت چیز تو بینم
***
ز دست چیزه و چیز هر دو فریاد
که هر چه چیزه بینه چیز کنه یاد
بسازم خنجری چیزش ز فولاد
زنم بر چیزه تا چیز گردد ازاد
***
ما را به چیز تو امید نیست / چیز مرسان
***
... چیز همه ما خوب است/ اما تو چیز نکن
***
ترا من چیز در راهم
شبا هنگام....
ما ( منظور چیز ۱ و ۲ ) که از گشادی چیز دستمان به چیز نگاری نمیرود .
حالا چیز ۳ به فریاد این چیز بلاگ رسید
امید داریم که چیزشان در سایه چیز ما متعالی گردد